خوش آمدید کاربر میهمان | سبد خرید | ورود به سیستم | ثبت نام

عکسبرداری حیات وحش : با کول پیکس 4200 تا نیکون D3s و دوربین هایی بین این دو

سلام ، من دس آنگ هستم یک عکاس تمام وقت حیات وحش از انگلستان ، در ده سال گذشته فرصت پیدا کردم تعدادی از دوربین های نیکون را در اختیار داشته و از آنها استفاده کنم .

 من فکر می کنم شاید جالب باشد که برخی تجربیاتم را در این زمینه با شما به اشتراک گذاشته و عقایدم را در مورد آنها بیان کنم.

 

 

نیکون کول پیکس 4200

هنگامی که دوربین های دیجیتال هر چه بیشتر ارائه شده و در دسترس قرار می گرفتند ، من دوربین کامپکت نیکون کول پیکس 4200 را با قدرت تفکیک 4 مگاپیکسل به عنوان اولین دوربین دیجیتالم انتخاب کردم .

 فارغ از مشکلاتی از قبیل هزینه ها و زمان مورد نیاز جهت ظهور فیلم و چاپ عکس در عکاسی آنالوگ (فیلمی) و برعکس جذابیت هایی همچون دیدن فوری نتایج حاصل از عکسبرداری در این تکنولوژی جدید (عکاسی دیجیتال) ، این یک تغییر رویه مهم و پربار برای من بود .

من عادت داشتم که از هر چیز و هر کسی از دختر تازه متولد شده ام تا حشرات ، جانوران آبزی و ... عکسبرداری کنم . با وجود اینکه فایل های تصاویر خیلی شفاف و واضح نبودند و ویدئوها نیز تا حدی لرزش داشتند ، اما مهمتر از اینها برای من محتوا و مفهوم آنها بود و اینکه می توانستم در هر لحظه این تصاویر را ثبت کرده ، انها را بازبینی کرده و این تجربیات را به اشتراک بگذارم . همسر من هنوز از این دوربین استفاده می کند .

تصاویر پایین را سالها قبل با دوربین قابل اعتماد کول پیکس 4200 گرفته ام .

 

 

 

 

نیکون D50

هنگامی که من در یک کمپانی در حال رشد ، به عنوان مدیر محصول کار می کردم ، یک دوربین نیکون D50را همراه با یک مجموعه فلاش استودیویی برای استودیوی عکاسی خانگی جدیدمان خریدم .

ما هزاران عکس را با هدف توسعه محصولات و بازاریابی مان گرفتیم . من بسیار تحت تاثیر کیفیت عکسهایی قرار می گرفتیم که آنها را برای استفاده شخصی چاپ کرده و یا می فروختیم .

 در آن زمان DSLRهای اندکی در دسترس بود که تعدادی از آنها بسیار گرانقیمت بودند . اگرچه هم اکنون من از D50به ندرت استفاده می کنم ولی به خاطر می آورم که این دوربین حتی با ISO 1600چه فایل های زیبا و واضحی را ثبت می کرد که بالاترین درجه تنظیم حساسیت ISOآن بود .

عکسهای زیر را من با استفاده از لنز تامرون ماکروی 90 میلی متری گرفته ام که در آن زمان تنها لنزی بود که داشتم و برروی D50از آن زمان استفاده می کردم . در آن زمان این لنز دارای قیمتی مناسب و شارپنس عالی بود .

 

 

 

 

نیکون D300

D300جایگزینی برای  نیکون D80من بود که آن را فقط برای مدتی کوتاه در اختیار داشتم تا اینکه در یک حادثه و در هنگام عکسبرداری از یک سنجاقک در حال تولد دوربینم در تالاب افتاد .

من عاشق حالت در دست گرفتن این بدنه (D300)هستم . این دوربین دارای جثه ای قوی و متناسب و سرعت عمل عالی برای عکسبرداری از سوژه های مورد علاقه من بود به خصوص در هنگامی که نور کافی و مناسب هم وجود داشت .

 در این دوره من شروع کردم به ارائه عکسهایم به آژانس ها و مجلات ، و همزمان با چالش های جدیدی در کارم مواجه می شدم ، یکی از موقعیت های سختی که با آن رو به رو می شدم عکسبرداری در نور کم بود . من دریافتم که استفاده از قفل فوکوس در این موقعیت سخت است و نیز در این وضعیت فایل های تصویر با ISO 800و بالاتر از آن دچار نویز می شوند . برای عکس العمل و عملکرد سریع / یا کارکرد بهتر در نور کم همانند عکسهای زیر ، من دریافتم که D300در این شرایط برای ثبت تصاویر مطلوب کمی دچار مشکل می شود .

 

 

 

 

نیکون D700

پس از مدتی من دوربین نیکون D700، اوین دوربین دارای حسگر تصویر فول فریمم را، به خصوص به خاطر قابلیت عالی آن برای عکسبرداری در نور کم، جایگزین D300کردم .

نیکون D700به من توانایی عکسبرداری در موقعیت هایی را داد که هرگز تا قبل از آن تصورش را هم نمی کردم . ذهنیت من از محدودیت استفاده از حساسیت های ISOبالاتر از ISO 800در D300به محدوده عادی ISO400تا ISO3200در D700تغییر کرد ، این یک انقلاب بود و جهان جدیدی را از امکانات عکسبرداری در حیات وحش به روی من گشود . منظره یاب دوربین بسیار شفاف و روشن بود و من می توانستم با دقت و تمرکز فوق العاده و بدون نگرانی از نتیجه تصاویری که با ISOهای بالا ثبت می شوند، بر سوژه تسلط داشته و عکسبرداری کنم .

 

 

 

 

نیکون D3s

این دوربین پرکار و قدرتمند من است . این دوربین به من اجازه می دهد که در زیر باران، در نور شدید خورشید در زیر برف و یا در شرایط سخت جنگل های استوایی عکسبرداری کنم .

 در مقایسه با D700، این دوربین محدوده حساسیت ISOگسترده تری داشته و عملکرد فوکوس اتوماتیک آن هم بهتر است . علاوه براین سایر عملکرد های این دوربین هم ارتقاء یافته، اما مهم این است که چه چیزهایی برای یک عکاس حیات وحش مهم تر است . همچنین این دوربین کمی قابلیت اداره اندازه فایل را هم دارد . من می دانم که این دوربین در مقایسه با بسیاری از DSLRهای موجود دارای مگاپیکسل پایین است اما فایل های تصویری که خلق می کند بسیار زیبا بوده و من هرگز شکایتی از حداکثر اندازه چاپی که می توانم از فایل های آن بگیرم نداشته ام . این دوربین یک سروگردن از تمام مدلهای دیگری که از نیکون داشته ام بالاتر است .

 

 

 

 

 

نیکون D800E

این دوربین را از نیکون انگلستان به صورت امانت گرفتم تا یک پروژه عکسبرداری در اسپانیا را انجام دهم . من فکر می کردم که واقعا عاشق این دوربن شده و احتمالاً این دوربین را به عنوان بدنه پشتیبان انتخاب کنم، اما در عمل به این نتیجه نرسیدم . من احساس می کنم که این دوربین دارای تراکم پیکسل زیاد و بیش از مورد نیازی بوده و عملا هنوز حس خوبی ایجاد نمی کند . همچنین با وجود آنکه در بررسی های انجام شده از فایل های ان با عنوان فوق العاده زیبا یا استثنایی و .. یاد می شود اما هنوز می بینم که فایل های حاصل از D3sواضح تر بوده و علاوه براین با واژه هایی نظیر : "سرزنده" و .. از آنها یاد می شود . من حتی هیچ عکسبرداری در کنارهمی (Side-by-side)از یک سوژه واحد با این دو دوربن انجام نداده ام اما وقتی که به خانه برمی گشتم و به عکسهای حاصل از هر دو دوربین نگاه      می کردم، فایل های D3sرا بیشتر  ترجیح می دادم .

یک دوست عکاس اخیراً مقاله ای در Photography Lifeنوشته بود که در آن اغلب یافته ها و گفته های من منعکس شده بود . اگر چه او این دوربین را در این مقاله با D4sهم مقایسه کرده بود .

اکنون من نمی خواهم بگویم که کدام دوربین از دیگری بهتر است ، اما D3sهمواره دوربین برگزیده و محبوب من خواهد بود . و علاوه بر این من عکاسانی را می شناسم که عاشق D800بوده و با آن آثاری بسیار زیبا خلق می کنند.

 

 

 

نیکون D7100

این هم یک دوربین دیگر نیکون است که از طرف نیکون انگلستان برای بررسی به من امانت داده شد . من از این دوربین در سفر اخیرم به نروژ برای عکسبرداری استفاده کردم .

من خودم از علاقه ای که به این دوربین پیدا کردم متعجب شدم . D7100سبک وزن و کوچک و دسترسی به دکمه های آن آسان بوده و علی رغم مجموع پیکسل بالا، فایل های آن بسیار زیبا بود . با استفاده از لنز 80-400میلی متر (آخرین مدل  آن) برروی D7100توانستم عکسهایی متنوع و عالی در شرایط سخت ثبت کنم .

 تنها یک مورد در این دوربین بود که من دوست نداشتم و آن سرعت نه چندان بالای بافر / نوشتن ان بود که در هنگام عکسبرداری پرتحرک در حیات وحش (من تصور میکنم که در عکاسی ورزشی هم چنین است) مورد نسبتاً مهمی است . با این وجود هنوز هم این دوربین بسیار خوب و اعجاب آور و با قیمتی واقعا مناسب است .

 

 

 

 

 

نیکون D5200

این دوربین را من زمانی خریدم که در سفری به جزیره بورنئو دوربین D3sرا همراه نداشتم . این دوربین اولین دوربین سطح ابتدایی قطع DXنیکون بود که داشتم و از قابلیت های بالایی که در این دوربین کوچک داشت شگفت زده شده و لذت بردم .

یکی از ویژگی هایی که دسترسی و احاطه به آن خیلی آسان نبود، نحوه کارکردن با فهرست بود ، و همچنین من مطئمن نبودم که این دوربین بتواند بیشتر از دو هفته در جنگل های بسیار پرباران و مرطوب دوام بیاورد .

اماD5200  به نسبت قیمتش بسیار می ارزد و واقعا نمی توانم از دوربینی در این سطح چیزی بیشتر از این انتظار داشته باشم .

من به خصوص به صفحه نمایش متحرک این دوربین علاقه مند شدم که اجازه می داد در هر لحظه که اراده می کردم از زاویه پایین و از سطح زمین و یا از هر زاویه دیگری به راحتی عکسبرداری کنم ، قابلیتی که نیکون D3sبا وجود هند گریپ بزرگ و صفحه نمایش ثابت فاقد آن بود .

 

  

 

منبع